غروب « بامداد »: مصاحبه با آیدا در آستانه یازدهمین سالگرد درگذشت احمد شاملو


حمید جعفری

نیمه‌ی تیرماه 1389

وبگاه رسمی شاملو


با غم نبودن شاملو چه مي كنيد ؟

صبوري . فکر نمی‌کردم حضورش آنقدر پر رنگ احساس شود و موثر باشد. در این خانه خیلی اتفاق‌ها افتاده است شعرهایش در این خانه ضبط شده. صدایش را می‌شنوم ، حرکاتش را هم می‌بینم.
غیبت شاملو سخت به نظر می رسد . از آنجا می گویم که وقتی می گویید از این خانه که بیرون می روید دلتان می خواهد زود به خانه بازگردید .
خانه که هستم او نیز هست. وقتی نبود هیچ کاری نمی‌توانستم انجام دهم.
خانم آيدا ! در فیلم « شاعر بزرگ آزادي » منتقد ادبی « ضیاء موحد » می‌گوید : « بعد از حافظ شاملو تاثیر گذارترین شاعر ایران است ... و همان طور که حافظ تصویرگر عشق آسمانی است ، شاملو تصویرگر عشق زمینی است.» درباره‌ی شاعر که آثار شاملو گواه ماجرا است . اما آیدا چه تاثیری در این آفرینش دارد ؟
سکوت ...
چه اتفاقی می‌افتد؟ (مکث...) شاملو پیش از این که من را ببیند عاشقانه‌های زیبایی سروده است . شاید نوع دیگری از رابطه را کشف می‌کند، رابطه‌ای که با من دارد و این تجربه و رابطه‌ی حسی را قبلاً نداشته است. یک رابطه‌ی فراتر و عمیق می‌تواند بین دو انسان شکل بگیرد که آن را می‌گوییم « دوستی عمیق » که یک حس مشترک است. حسی که به زبان نمی‌آید. هر آنچه در تو می‌گذرد او درمی‌یابد هرآنچه دلخواه تو است او انجام می‌دهد، می‌شنود، می‌خواند ... و متقابلاً . انگار سویدای جانت را می‌داند. آیینه‌ات می‌شود . به دل تو رفتار می‌کند، به ظریف‌ترین نکات این رابطه‌ی رازگونه توجه نشان می‌دهد. دوستان زیادی داریم ، تنها با اوست که این رابطه برقرار می‌شود.
رابطه‌ی شاملو و نیما و تعابیر متفاوتی که هر کدام در شعر نو دارند . خب شاملو معتقد بود اگر امروز ساعت چهار عصر من با شاگردی، استادی، معشوقی قرار دارم اگر تا قبل از ساعت مقرر در مکان مقرر باشم حس انتظار هر چه به ساعت چهار بیشتر می‌شود اما اگر از آن ساعت مقرر بگذرد و او نیاید این حس شور و شعف تبدیل به یأس می‌شود . اما نیما این گونه معتقد نبود و می‌گفت اگر تا ساعت پنج هم در جایی منتظر شخصی باشید حس همان حس انتظار است .
خب هر دو نظر را گفتید. شاملو می‌گوید در شوق دیدار دوست ریتم شعر پر شور و شادمانه است و اگر از ساعت مقرر بگذرد و انتظار به یأس تبدیل ‌شود نمی‌توان هر دو حالت را با یک ضرب‌آهنگ سرود. و این دو فضای روحی با رابطی به هم بپیوندد. مشکلی با نیمای بزرگ نداشت . نیما راه را باز می‌کند و شاعران زیادی هم راه او را ادامه می‌دهند . شاملو با نیما به عنوان شاگردش رابطه‌ی نزدیکی داشتند. می‌گفت می‌رفتم خدمت استاد چهار زانو می‌نشستم و حتا حاضر بودم کارهای او را برایش انجام دهم . ولی متاسفانه آنچه آزاردهنده است شکرآب کردن این دوستی است. نفر سومی پیدا می‌شود که این رابطه را خدشه‌دار می‌کند. اگر بعد از مدتی پیش نیما می‌رفت و ماجرا را شرح می‌داد ممکن بود استاد از ظن خود خجلت‌زده شود. نرفت، مبادا نیما ناراحت شود . مانند یک پدر به او حرمت می‌گذاشت. ولی از این که رابطه‌اش به این صورت با نیما قطع شده بود احساس بدی داشت. در نوشته‌های نیما هم هست که « شاملو وارد‌ترین کس میان شاگردان من است».
ادامه نوشته

دختر شهريار: سريال «شهريار» ارتباطي با زندگي واقعي اين شاعر ندارد!

                                 شهریار و دخترش

 

فارس: «مريم بهجت‌ تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام مي‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلند‌آوازه ايراني، شهريار نداشته است.
  
 
«مريم بهجت‌ تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار»(كمال تبريزي)  گفت: سريالي كه با نام «شهريار» از شبكه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنه‌ها و سكانس‌هايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده كه نه تنها با واقعيت‌هاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلكه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است كه نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -كه محبوب‌ترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر مي‌شود.

وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانت‌هاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يك معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم كه سريال شهريار بدون كمترين تحقيق و پژوهش سرهم‌بندي و نگارش شده است.

فرزند محمدحسين بهجت‌تبريزي با اشاره به ذكر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: مي‌خواهم بگويم شما كه خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفته‌ايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشكر مي‌كنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال مي‌بيند، فكر مي‌كند كه حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همكاري داشته‌ است.

وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع مي‌كردند،ابتدا درخواست مي‌كردم كه فيلمنامه را بخوانم.

بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي كه به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق مي‌گيرد و براي هر گونه استفاده‌اي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچ‌گونه اجازه‌اي نگرفتند.

ادامه نوشته

شعر چیست؟

شعر ( در متن اصلی " شاعری " آمده است که از واژه ی یونانی ποίησις (poezis ) گرفته شده است . پیپ قرمز  ) شکلی از هنر است که در آن زبان به جهت کیفیت زیبایی شناسانه اش علاوه بر مفهوم ظاهری آن و یا به جای آن استفاده می شود .

  شعر پیشینه ای دور و دراز دارد و کوشش های ابتدایی برای تعریف شعر مانند " شعر شناسی " ارسطو بر کاربردهای گونه گون سخنوری در معانی بیان ، نمایشنامه ، آواز و کمدی متمرکز بود . کوشش های بعدتر بر کاربرد دلخواه جنبه هایی مانند تکرار و قافیه پردازی و تاکید بر زیبایی شناسی جهت متمایز نمودن شعر از نثر متمرکز شد . این روزها شاعرانی مانند دیلن تامس اغلب شعر را نه به عنوان یک گونه ی ادبی در میان مجموعه ی گونه ها ، که کنش خلاق بنیادی با استفاده از زبان می دانند .

 

بقیه  را می توانید در این سایت که مطلب را از آن برداشته ام بخوانید.

 

شعرچیست؟

 

برخورد كم سابقه منتقدان آمريكايي با فيلم «آفسايد»

 

                    

سينماي ما - سايت Rottentomutoes كه نقد فيلم‌هاي اكران شده در آمريكا را جمع آوري مي‌كند، فيلم «آفسايد» جعفر پناهي را با ‌٩٧ درصد بهترين فيلمي معرفي كرده است كه هم‌اكنون برپرده‌ي سينماهاي آمريكا است.
به گزارش سينماي ما ساير فيلمهايي كه در اين نظر سنجي قرار دارند و با آرايي پايين‌تر از «آفسايد» قرار گرفته‌اند، عبارتند از «تيغه‌هاي افتخار» ‌٦٩ درصد، فيلم جنجالي ‌٣٠٠ با ‌٦١ درصد، فيلم پرفروش «شبي در موزه»44 درصد و فيلم پر ستاره خوك‌هاي وحشتي (Wild Hogs) فقط ‌١٧ امتيازآورده‌اند.
و فيلم آلماني «زندگي ديگران» The lives of others كه ‌٩٥ درصد نقدهاي مثبت منقد را كسب كرده، درصد آراي مخاطبينش از «آفسايد» كمتر است.
بنا بر اين گزارش، اين سايت اينترنتي نام كنايه آميز گوجه فرهنگي‌هاي گنديده Rotten tomatoes را براي خود انتخاب كرده است و اشاره اين نام به برخورد انتقادي تماشاگران در عرف نمايش است كه وقتي از فيلمي راضي نيستند گوجه فرنگي‌هاي گنديده به سوي صحنه و بازيگران پرتاب مي‌كنند.
اين سايت به نشاني www.rottentomatoes.com/m/offside/ نظر ‌٣٧ منتقد از نشريات معتبر آمريكايي را درباره فيلم آفسايد آورده است.
آفسايد تاكنون در ايران مجوز نمايش نگرفته است.
همچنين بنا بر اين گزارش، جعفر پناهي كه در آخرين روزهاي سال گذشته موفق به دريافت اولين جايزه سينماي نامحدود حقوق بشر شده است، فردا (‌٢٣ فروردين ماه ) ساعت ‌١٨ به همراه گروه سازنده فيلم آفسايد در تالار ابن سينا دانشگاه تهران به سوالات تماشاگران پاسخ مي‌دهد.

نشانی

نظرات داریوش آشوری براي آن‌لاین-نویس ها

 

داریوش آشوری: ساده و روشن بنویسیم!

آیا باید برای آن‌لاین-نویس دستورها و هنجارهای ویژه‌ای داشت؟" به این پرسش داریوش آشوری، نویسنده و زبان‌شناس پرآوازه‌ پاسخ می‌دهد. داريوش آشوري

دویچه وله: آقای آشوری، عنوان پروژه‌ی شما در قلمرو زبان، پروژه‌ی زبان باز است. اینترنت را برای باز شدن زبان فارسی یک فرصت می‌بینید، یا به خاطر آسیبهایی که به زبان می‌رساند، یک تهدید؟

 

داریوش آشوری: یکی از حُسن‌های اینترنت برای کسانی که بیرون از ایران زندگی می‌کنند و با آن سروکار دارند، این است که رابطه‌ی آنان را با زبانِ مادری یا ملی‌شان پایدار نگاه می‌دارد و کوشش برای نوشتن در اینترنت این رابطه را استوارتر  می‌کند. در گذشته بریده شدن رابطه با زبانِ ملی برای کسانی که سالیان دراز دور از میهن زندگی می‌کردند‌، سببِ فراموشی زبان می‌شد. اما، افزون بر این، طبیعتِ اینترنت و آسانیِ دسترسی به آن و این که هر کس می‌تواند به میل و سلیقه‌ی خود و در حد سواد خود در آن بنویسد و منتشر کند، دست‌ها را برای هر گونه شلوغ‌کاری زبانی هم باز می‌گذارد. اینترنت میدان باز شگفت‌انگیزی برای هر گونه تجربه‌ی زبانی تازه هم هست. با امکانِ ارتباطی آسان و همه‌گیری که برقرار می‌کند، از آن برای بهبود و پیشبردِ زبان هم می‌توان بهره گرفت.

 

واما، آنچه من به عنوانِ "زبانِ باز" پیش کشیده ام به رابطه‌ی زبان و جهانِ مدرن و نیاز جهانِ مدرن به زبانِ باز مربوط می‌شود: یعنی زبانی که پا به پای پیشرفت، دگرگونی علوم، تکنولوژی و در کل، شکل زندگی مدرن که پیوسته در حال دگرگونی ست، گسترش یابد. اینترنت به عنوانِ رسانه‌ی آسانیاب و همه‌گیر می‌تواند در داد و‌ستد زبانی و پراکنشِ سریعِ یافته‌های زبانیِ تازه و رفع مشکلاتِ زبانی، نقش مثبتی داشته باشد و کم‌ و‌کاستی‌های سیستم پوسیده و بی‌فکر آموزشی رسمی ما را تا حدی جبران کند. امکان دست‌یابی سریع و آسان به منابعِ اطلاعاتیِ زبانی (فرهنگ‌ها و دانشنامه‌ها)، هم از جنبه‌های مثبتِ خدمت‌های اینترنت است. اینترنت می‌تواند یک نظامِ خودآموزیِ بسیار کارامد باشد، اگر که مایه‌ی درست و به‌اندازه بر رویِ آن عرضه شود.

 

ادامه نوشته



برگزاري دوره هاي آموزشی نقد ادبي، مباني داستان، برگزيده آثار جهان و ...دوره هاي آموزشي آشنايي با رويكردهاي نقد ادبي و نقد و بررسي برگزيده آثار ادبي جهان از سوي رضا نجفي و مباني داستان از سوي جواد جزيني از فروردين 1386 در مكان انجمن نويسندگان كودك و نوجوان تدريس مي شود. بقیه را در سایت خانه ی داستان بخوانید.

فهرستي از كتاب‌هاي باارزش جهان منتشر شد

كتاب معروف «غرور و تعصب» نوشته جين آستين در صدر فهرست يك‌صد كتاب باارزش ادبيات جهان قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نظرسنجي انجام‌شده به‌مناسبت روز جهاني كتاب درباره باارزش‌ترين كتاب‌هاي تاريخ ادبيات نشان مي‌دهد كه مردم همچنان علاقه و تمايل بيش‌تري به نويسندگان و آثار برجسته سال‌هاي دور دارند؛ نمونه بارز آن، كتاب «رمز داوينچي» دن براون است كه با وجود ميليون‌ها نسخه فروش، در رتبه چهل‌ودوم اين فهرست قرار دارد.

به گزارش روزنامه گاردين، آن‌چه در نتيجه اين نظرسنجي به‌دست آمد، علاقه فراوان خوانندگان كتاب به آثار چارلز ديكنز است؛ به‌طوري‌كه شش كتاب او در ميان يك‌صد اثر ادبي باارزش قرار گرفته‌اند.

تعدادي از آثار ارايه‌شده در اين فهرست به اين شرح‌اند: ارباب حلقه‌ها؛ جي.آر.آر تولكين (2)، جين اير؛ شارلوت برونته (3)، داستان‌هاي هري پاتر؛ جي.كي رولينگ (4)، انجيل (6)، بلندي‌هاي بادگير؛ اميلي برونته (7)، 1984؛ جورج اورول (8)، آرزوهاي بزرگ؛ چارلز ديكنز (10)، آثار كامل ويليام شكسپير (14)، ربه‌كا؛ دافو دو موريه (15)، ميدل مارچ؛ جورج اليوت (20)، بر باد رفته؛ مارگارت ميچل (21)، گتسبي بزرگ؛ اسكات فيتس‌جرالد (22)، خانه دلگير؛ ‌چارلز ديكنز (23)، جنگ و صلح؛ لئو تولستوي (24)،‌ جنايات و مكافات؛ تئودور داستايوفسكي (27)‌، خوشه‌هاي خشم؛ جان اشتاين بك (28)، آليس در سرزمين عجايب؛ لوييس كارول (29)، آنا كارنينا؛ لئو تولستوي (31)، ديويد كاپرفيلد؛ چارلز ديكنز (32)، اما؛ جين آستين (34)،‌ مسلك؛ جين آستين (35)، بادبادك‌باز؛ خالد حسيني (37)، مزرعه حيوانات؛ ‌جورج اورول (41)، صد سال تنهايي؛ گابريل گارسيا ماركز (42)،‌ دور از جماعت ديوانه؛ توماس هاردي (47)، داستان خدمتكار؛ ‌مارگارت آتوود (48)، عقل و شعور؛ جين آستين (54)، داستان دو شهر؛‌ چارلز ديكنز (57)، عشق سال‌هاي وبا؛ ‌گارسيا ماركز (60)، لوليتا؛ ‌ولاديمير ناباكوف (62)، كونت مونت كريستو؛ الكساندر دوما (65)، اوليور توييست؛ چارلز ديكنز (71)، اوليس؛ جيمز جويس (75)، ژرمينال؛ اميل زولا (78‌)‌، سرود كريسمس؛ چارلز ديكنز (81)، بازمانده روز؛ كازوئو ايشي‌گورور (84)، مادام بوواري؛ ‌گوستاو فلابر (85)، ماجراجويي‌هاي شرلوك هولمز؛ آرتور كانن دويل (89)، قلب تاريكي؛ جوزف كنراد (91)، سه تفنگدار؛ ‌الكساندر دوما (97)، هملت؛ ويليام شكسپير(98) و بينوايان؛ ويكتور هوگو (100).

كتاب بچه‌هاي نيمه‌شب سلمان رشدي هم در رتبه شصت‌ونهم اين فهرست گنجانده شده است!

نشانی

بالا‌ترين نشان فرهنگي فرانسه براي شهرام ناظري

                      استاد ناظری 

قرار است اواخر فوريه و اوايل مارس در مراسمي بالا‌ترين نشان فرهنگي فرانسه به شهرام ناظري، خواننده مطرح موسيقي سنتي، اعطا شود. به گزارش خبرنگار اعتماد ملي، شهرام ناظري چندي پيش به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولا‌نا در سالن دلا‌ويل فرانسه به اجراي كنسرت پرداخته بود كه با استقبال خوب فرانسويان مواجه شد. ‌شهرام ناظري آخرين‌بار اواسط سال جاري در ايران كنسرت برگزار كرد كه علي‌رغم استقبال مخاطبان، همانند كنسرت‌هاي ديگر هنرمندان مطرح، حواشي و جنجال‌هاي بسياري را به همراه داشت.

منتظر يك اتفاق خوب در موسيقي ‌

‌ شهرام ناظري به <اعتماد ملي> مي‌گويد: برگزاري كنسرت از جنبه‌هايي بسيار مثبت است ولي به هرحال كنسرت برگزار كردن مقداري سخت شده است.

‌ وي ادامه مي‌دهد: مديران مشكلا‌ت موسيقي را مي‌دانند و اكنون همه منتظر يك اتفاق خوب در موسيقي هستند، اتفاق خوب يعني برنامه‌ريزي درست و تعيين يك خط مشي صحيح در موسيقي توسط مديران. وي ادامه مي‌دهد: براي برگزاري كنسرت بايد تسهيلا‌تي در اختيار هنرمندان قرار گيرد. ‌

ناظري اضافه مي‌كند: مشكلا‌تي بين خود موزيسين‌ها وجود دارد كه بايد حل شود. متاسفانه هنوز اين جو بين هنرمندان به وجود نيامده است كه به راحتي و با ديدگاه‌هاي سالم در كنار هم فعاليت كنند و تفاهم داشته باشند و اشكال كار در اينجاست كه روحيه كار كردن جمعي از بين رفته است.

‌ او توضيح مي‌دهد: در اوايل انقلا‌ب پيوند بين موسيقي بيشتر بود و روحيه جمعي بين موسيقيدان‌ها وجود داشت و الا‌ن اين پيوند گسيخته شده و اين بايد درست شود. ‌ اين از هم‌گسيختگي در موسيقي بايد به سمت تمركز حركت كند و بايد در اين شرايط از كارشناسان واقعي موسيقي استفاده كرد، كارشناساني كه دور هم جمع شوند

ادامه نوشته