روی دستم

 را

 

 با سیگار،

 

داغ می کنم.

 

می سوزد.

 

فریاد را در سینه حبس می کنم،

 

از ته دل می خندم،

 

آرام شده ام.

 

سوختم،

و

 فهمیدم،

 

چرا سوختم؟

 

آه!

 

چه خوب !

 

سوز مبهم دلم،

 

شاید،

 

مدتی،

 

گم شود.