پرنده
پرنده،
تجسم پرواز است،
تصویری
از
دور دست های
ناشناخته،
انسان هایی صبور،
در دشت هایی سرسبز
که
گندم می کارند،
پاییز !
هنگام درو،
داس ها،
خوشه های طلایی،
تپه های زرین،
در گوشه گوشه ی دشت.
زمستان !
سپیدی بی کران،
پرنده؟ !
کوچ کرده است،
بسوی
باز هم
بهار و سرسبزی،
این است،
پرواز !
+ نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 20 توسط رها
|
و رسالت من این خواهد بود