این حق من است!
وقتي كه براي اولين بار موهاي خود را رنگ كرده بود به جاي صحبت هاي پر مهر همسر با كتك و ناسزاي او روبرو شده بود , مگر تو زن ... هستي كه موهايت را رنگ كرده اي؟! آنها باز هم همديگر را دوست داشتند يعني صحرا از كارهاي همسرش هيچ سر در نمي آورد مگر مردي به غير از همسرم هم مي شود كه از من خوشش بيايد كه اين همه همسرم شكاك و بدبين است او حتي به فاميل هم رحم نمي كند! حرف هاي ناروا , تهمت ها و بدبيني ها, صحرا را بسيار آزرده خاطر مي كرد ولي هيچ هم نمي دانست و از اين موضوع سر در نمي آورد. تا اينكه به قول خودش بعد اينكه فرزندش از آب و گل در آمد و سرش خلوت شد و فرصتي پيش آمد كه به خودش و زندگي خودش هم بينديشد ! شروع كرد به تجزيه تحليل زندگي خودش ! من در اين مدت 15-14 سال فقط در خدمت اينها بودم و مدام هم حرف ناروا شنيده ام همسر تحصيلكرده من حتي حاضر نيست امكانات تفريح مرا فراهم كند و بايد التماس كنم كه يك گردش كوچك برويم آن هم كه اكثر اوقات نمي رويم !!! اين افكار تمام ذهن او را مشغول كرده بود با اولين تهمت همسر به او جرقه اي در ذهنش روشن مي شود ! به غير از مرد زندگي من مرد ديگري هم مي تواند با من رابطه داشته باشد خوب چرا اين كار را نكنم من كه هميشه متهم هستم . شروع مي كند به پيدا كردن دوست پيدا مي كند كسي كه او را دوست دارد و مثل خودش هم شاد و اهل تفريح است هدف زندگي مشترك نيست ولي دل در گرو هم مي بندند ! صحرا در اين مدت بسيار عصبي شده است و تحت درمان هم هست اين دوستي را مرهمي بر زخم هايش مي داند و مي گويد اگر اين كار را نكنم نمي توانم همسر و زندگي ام را دوست بدارم اين خيانت نيست من همسرم را دوست دارم حتي اگر رابطه سكس هم مدتي است با هم نداريم ولي دوستش دارم و نمي خواهم از او جدا شوم! وقتي از خاطراتش مي گويد بيشتر مشخص مي شود كه او از بي پناهي و نيز به علت حس مادرانه اش از طلاق گريزان است! صحرا در حال حاضر زني است كه با وجود بدبيني هاي همسرش از سر به سر گذاشتن با مردها لذت مي برد و اين را كه مي تواند مردهاي زيادي را جذب خود كند براي خود يك امتياز مي داند با اين همه وقتي از خاطراتش و گذشته اش و اينكه چه شد كه اين شد صحبت مي كند اشك در چشمانش حلقه مي زند. هنوز هم از دوران گذشته با وجود تمام سختي هايش با عشق و شور حرف مي زند. صحرا در حال حاضر و براي تفريح, به قول خودش اتو مي زند خلاف ديگري ندارد. شايد او با اين كار مي خواهد آرامش بيابد يا مي خواهد از دست رفته ها را تلافي كند و يا انتقام بگيرد نمي دانم به هر حال مي دانم كه آگاهانه اين كار را مي كند و هيچ ترسي هم ندارد كه آن را بيان كند. و هميشه مي گويد اين حق من است همسر من ويژگي هاي دلخواه مرا ندارد من از كنار او بودن لذت تمام نمي برم( البته با شنيده ها اصلا لذت نمي برد) راستي وقتي به صحرا رسيديد مواظب شوهره و دوست پسرهايتان باشيد چون او به شما هم رحم نمي كند اگر از آقاي شوهر يا دوست پسرتان خوشش بيايد يك امتحان كوچولو مي كند اگر پا بدهد كه هيچ, اگر پا داد خودتان صاحبش هستيد البته صحرا فقط براي دوستي مي خواهد همين و بس! شاد باشيد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 22 توسط رها
|
و رسالت من این خواهد بود