حوض خانه ی من
خانه ی من نیست
خانه ام،
چاره ای
جز این دیوارهای
پوسیده ی افکار
و
پندارهایم
ندارد
من می ریزم
خانه
لبریز می شود،
باغچه اش
گل می دهد
شکوفا شکوفا؛
حوض اش
سرشار
از
آبی و
ماهی های سرخ؛
شمعدانی شمعدانی
دیوارهای حوض گل می دهد.
چه صفایی دارد
این
ریزش من!
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد ۱۳۸۶ ساعت 0 توسط رها
|
و رسالت من این خواهد بود