هیچ!                                               

در آغوش من است

نوازشش می کنم

در گوشش

آرام آرام نجوا می کنم

سفره دل را برایش باز می کنم

چشم هایم را می بندم

با

هیچ !

به رویا می روم

دور دورها

مبهم است

غرق در مه

آه!!!

هیچ !

 قلبم را

چنگ می زند

گلویم را

می فشارد

عنان را به دستش می دهم

قلبم

نفسم

در دست اوست!