پیشکش به عجوزه
بادها می وزند
گیسوی عجوزه پرواز می کند
عصاره ی جاودانگی اش
قطره قطره
از گیسوانش
بر بام خانه امان می چکد!
یادداشت های دیروزمان
خیس شده است
دیگر،
نمی خوانیمش!
من،
همه را
به آغوش باد
می سپرم!
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر ۱۳۸۶ ساعت 14 توسط رها
|
و رسالت من این خواهد بود