کوچه باغ
تردید
در سکوت نیمه شب
سراغی از دریای دل می گیرم
شگفتا!
جذر و مد است،
"بی ماه رخ افروز" تو
رها
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 13 توسط رها |
و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم
حسین پناهی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آبان ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
آرشيو
آرشیو موضوعی
یادداشت روزانه
خاطرات
مقالات
شعر
سفرنامه
ترجمه
شعر جهان - ترجمه
اخبار
پیوندها
سپهر شعر و نمایش*
یک بغل سرخی مایل به سادگی *
دادآفرین نو*
روزهای تازه ی فردا*
بهشت نظم- ناصر صارمی*
راه
رسول معرک نژاد- قاب بی شیشه*
آبهای درخشان*
سایه سار شیدایی
خارا
کولی شاعر
مسافر
دیش سپید
انسان شناسی در دنياي امروز
تا سفره ی آب نزد ریشه نشوی
کافه پرانتز
عابری زیر آسمان سربی کوتاه
جسم و جان
تب
معلق
مصلوب
پنجره
ناب و زلال
ادبیات و فلسفه
خاطره ی کفش ها
داروگ
کرم شب تاب*
پرواز بر گندمزارهاي صبح
باران های پاییزی
بابا لنگ دراز
شاسو سای شاعر
مدیریتی بر استان بوشهر
خودکار مشکی و کاغذ کاهی
زهر شيرين
پرنده خارزار
کوچه باغ
قهوه و سيگار
BLOGFA.COM