از کردستان به کرمانشاه
خارج از شهر بود ولی به هتل ما نسبتا نزدیک بود ما قبلا به کرمانشاه سفر کرده بودیم و خیلی برایمان تازگی نداشت. در ماشین لیدرکمی درباره بیستون و تاریخش توضیح داد وقتی رسیدیم تور دیگری هم آنجا بودند که سه لیدر بسیار وارد داشتند ولی به نظرم خیلی توضیح می دادند انگار که معلم باعجله کتاب تاریخ را درس بدهد وانتظار داشته باشد تمام اسامی سخت و تاریخ آن را به خاطر داشته باشید!
از قرار معلوم هیچ نظارت علمی درمورد آژانس های مسافرتی صورت نمی گیرد در کشور تاریخی مانند ایران لازم است که لیدرهایی انتخاب شوند که علم کافی درباره تاریخ و جغرافیای ایران داشته باشند و به نظرم اگر عرق ملی هم داشته باشند بسیار خوب است.
لیدرهای تور ما که بیشتر نقش مهماندار داشتند خوب پذیرایی می کردند و جمع را به سبک و سلیقه خودشان شاد نگه می داشتند یعنی همه شاد نبودند. البته لیدر اصلی تور به علت مشکلاتی نیامده بود. در میان مسافران هم اگر کسی بود که دانش یا عرق ملی داشت ترجیح می داد به رنگ جماعت در بیاید و سکوت اختیار کند مگر در مواقعی باهم شکوه و شکایت کنند که ای بابا این دیگر چه وضعی است؟
آنچه که بیش از همه جلب توجه می کرد علاقه زیاد دانشجویان عزیز همراه ما بود این دوستان که تحصیلکرده دانشگاه های معتبری چون امیر کبیر و صنعت شریف بودند نه تنها اهمیتی برای آثار تاریخی فرهنگی قائل نبودند بلکه بیشتر آنها را به سخره می گرفتند طوری که دختر خانم معلم که دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بود اعتراض می کرد که کاش نگویند از کدام دانشگاه هستند آبرویم رفت!!! به نظر می آید که هم میهنان ما دیگر از افتخار به تاریخ و قدمت کشورمان خسته شده اند آخر چه نصیبمان شده است " گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه اصل؟ "
اعتقاد من بر این است که شناخت تاریخ کشور در واقع شناخت هویت خودمان است و کسی که با خود آشناست دارای عزت نفس می شود و با اعتماد به نفس بیشتری در عرصه زندگی گام بر می دارد !
متاسفانه در حال حاضر حقیقت تاریخ در دسترس قرار نمی گیرد و آنقدر مبهم و سطحی مطرح می شود که نشدنش بهتر است! از دوران کودکی ما را نسبت به اجدادمان متنفر و از تاریخمان بیزار می کنند چرا؟ چون آنها آدم کش ، خونخوار ، بوده اند و تمام قدرت ایران باستان از راه ظلم و ستم بدست آمده است. سردرگمی و بی هویتی نتیجه تلاش صاحبان قدرت است.
منطق و تعادل حتی در وطن دوستی ما هم نیست ، عنان گسیخته و آشفته است در طاق بستان لیدر تور ما بدنبال خرید بستنی بود و لیدر تور دیگر مدت ها گوشه ای از یک طاق را شرح می داد!!! آیا آنچه می گفت درست بود یا خیر؟ حتما مهم نیست که نیم نگاهی هم به آن انداخته نمی شود!
غمگین با مامان در طاق بستان می گشتم حس خوبی نبود این گنجینه ها مضحکه شده اند منبع درآمد برای دولت و آژانس های خصوصی بدون اینکه هیچ توجهی به آنها شود سخت است که بگویم، گویا این آثار بردگانی هستند که به استثمار گرفته شده اند . در خدمت هستند همین!
شب ساعت 10 رفتیم پارک سراب نیلوفر! خارج از شهر کرمانشاه قراردارد در روزهای گرم استقبال خوبی از این محل می شود . پارکی زیبا با دریاچه ای بزرگ همان سراب نیلوفر ! یک گروه از همراهان می روند که قایق سواری کنند ما و بقیه ترجیح می دهیم که در صندلی های کافی شاپ که در محوطه پارک بود وقت بگذرانیم ! خانم معلم می گفت به نظر شما با پارک ملت تهران فرقی هم دارد که این همه با شوق و ذوق ما را آورده اند اینجا؟
حق با او بود! فکر کنم لیدر ما در اینجا با نامزدش خاطرات خوبی داشته که اصرار داشت حتما اینجا بیاییم! البته سراب نیلوفر محل خوبی شد که مسافرها با هم دیگر گپ بزنند و با هم بیشتر آشنا شوند پس نتیجه اخلاقی داشت!
حدود ساعت 12.30 قدم زنان به سمت اتوبوس به راه افتادیم صبح باید کرمانشاه را ترک می کردیم به سمت غار علیصدر!
غار علیصدر هیچ تناسبی با کردستان ندارد فکر کنم تله ای بود برای صید مسافران به کردستان!!!! در طول سفر برای لیدر ثابت شد که مسافرها ترجیح می دادند وقتشان در سنندج و سایر شهرهای کردستان می گذشت تا غار علیصدر! ولی از آنجاییکه لیدر جوان ما اهل دل نبود با این نظر ارتباط برقرار نکرد مگر کردستان چه دارد؟ اشتباه می کنند !!! شاید فکر می کرد که همه فقط برای تفریح سفر می کنند و حتما نمی دانست که تفریح هم در نزد افراد مختلف معناهای مختلف دارد.
و رسالت من این خواهد بود