تق  

         تق

                  تق

دق الباب است                     

به سویش می روم

بازش می کنم

آن سوی در

" پرهای صداقت آبی سهراب "

"  کسی که مثل هیچکس نیست فروغ"

به رویم می خندند

شرمم می شود

در را

می بندم

من از شما نیستم !

بر می گردم

دوباره

سر زیر پتو می برم

و

می خوابم.