الان در جاده ی به سوی آزادی هستم . چند لحظه ای کنار Tumecoمکث کرده بودم، تا بتوانم صدای آب را بشنوم که آواز خواندن را به من یاد می داد.
Pablo Neruda
ذهنی که کاملا منطقی باشد مانند چاقویی است که تمام آن تیغه باشد هنگام استفاده ی آن دست خونین می شود.
ابرها به زندگی ام سرازیر می شوند. اینبار نه برای بارش باران یا ایجاد تندر، بلکه آمده اند تا آسمان غروب مرا رنگین کنند.

هنر چیست؟ پاسخ روح خلاق بشر به فراخوان واقعیت!
Rabindranath Tagore
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۵ ساعت 1 توسط رها
|
و رسالت من این خواهد بود