من آسان راه  می روم

چراغ را خاموش کن

کتاب های کتابخانه را فرش کن

می خواهم سردم نشود

قدم بر برهنه ها نمی گذارم

کتاب ها را فرش کن

پرده ها را بکش

آسمان را نمی خواهم

کتاب ها را فرش کن

زمین را با سرپوش می خواهم

حجابی از کتاب

رویارویی قلم و کاغذ

رنگ و سفیدی کاغذ

بر پهنه زمین

قدم هایم آغشته به این رویارویی است

آسان راه می روم

قلم و کاغذ

رنگ و سفیدی کاغذ

قدم هایم

رنگین نیست

قلم!

با قدم هایم آشناست

جای پایم روی کاغذ نمی ماند

محو می شود

دقت کن، دقت کن

روح پایم آ نجاست

تشنه است که گام بردارد

راهی اش کن!

آسان راه می روم

با بوسه ای

حتی نسیم نوازشی!